ارنست اورسل ( مترجم : على اصغر سعيدى )

279

سفرنامه قفقاز و ايران ( فارسى )

همه در اين‌باره متفق الرأى بودند كه اين وزير در رتق و فتق امور كندى نشان نمىداد ، اسير تعصب مذهبى نبود و هرچه بود عنصرى بسيار ترقىخواه و سردسته‌ى اطلاح‌طلبان بود . مردى پركار و فعال بود ؛ به كوچك‌ترين جزئيات امور شخصا رسيدگى مىكرد حتى از دخالت در كارهايى كه خارج از صلاحيت و وزارت او بودند نيز ابايى نداشت . به اين جهت همكاران خود را سخت آزرده‌خاطر مىساخت . نظير بعضى ايرانىها روح حيله‌گرى و نيرنگ‌بازى ذاتى در وجودش نهفته بود . به زعم او دسيسه‌بازىها و توطئه‌چينىهاى ناچيز به جايى نمىرسند . حقيقت و درستى از نظر او ناشناخته بود و هميشه به مصداق اين ضرب المثل عمل مىكرد كه « زبان در دهان وسيله‌يى است براى عوضى جلوه دادن آنچه در فكر و سر آدمى نهفته است . » خود را مدير درستكارى قلمداد مىكرد ولى عقيده‌ى همگان چنين نبود . بزرگمرد از مداخل نامشروع ناچيز سخت بدش مىآمد ، ولى از پذيرفتن مبالغ هنگفت روگردان نبود . او بيش از هر وزير ديگرى روى ناصر الدين شاه نفوذ داشت . به منظور برداشتن بار رتق و فتق امور از دوش شاه براى وى سرگرمىهاى جالبى پيدا مىكرد و به اين نكته واقف بود كه اگر سر شاه به لذات و خوشىهاى دنيوى گرم شود بر اهميت شخصى او اضافه مىشود و بيش از پيش طرف توجه واقع مىگردد . به دست آوردن رگ خواب شاه و آشنايى به خصوصيات عيش‌طلبى وى ، همچنين فعاليتى كه از خود نشان مىداد و از همه مؤثرتر تقديم هداياى گرانقيمت ، حاجى ميرزا حسين خان را مدت نسبتا درازى بر سر قدرت نگه داشت و همه‌ى دسيسه‌هاى قبلى را كه عليه او چيده شده بود ، خنثى نمود . او شايد براى حفظ مقام و موقع خود بيش از بهبود و حفظ مصالح كشور - كه زمامش را به دست وى سپرده بودند - تلاش و كار مىكرد . « وزير » با يكى از شاه‌دخت‌هاى اصيل ؛ يعنى دختر فتحعلىشاه « 1 » و عمه‌ى بزرگ ناصر الدين [ شاه ] ازدواج كرد . ازدواجى كه به دليل آن ميرزا حسين‌خان كه از توده‌ى مردم برخاسته و از خاندان غير اشرافى بود ، نمىتوانست زن ديگرى نيز به حباله‌ى نكاح خود درآورد . به اين جهت اين عروس بدون رقيب و هوو ، ملكه و مالك الرقاب بلامنازع اندرون گرديد . سرانجام حاجى ميرزا حسين‌خان از سمت خود معزول و به حكومت خراسان منصوب گرديد . در سال 1881 م به مرض تيفوئيد در مشهد براى هميشه چشم از

--> ( 1 ) . اسمش ماه تابان و ملقب به قمر السلطنه بود و چهل و هفتمين دختر فتحعلىشاه به شمار مىرفت . م .